تبلیغات
امیرحسین خوش حال
جمعه 23 تیر 1396

شعر جد

   نوشته شده توسط: امیر حسین خوش حال    نوع مطلب :اشعار جد ،

این چهارپاره ی تازه سروده شده تقدیم شما:

می شود شاعرِ بدی باشی

وَ بخندی به مردمِ وطنت

بنشینی به حالتِ فرعون

متکبر درونِ انجمنت

می شود ادعا کنی هر روز

منتها بی سواد هم باشی

می شود با نقابِ روشنفکر

موردِ اعتماد هم باشی

می شود پشت پرده ی جلسات

بروی کارِ دیگری بکنی

همسرت را کتک زنی بعدش

ادعای برابری بکنی

می شود حرفِ مبهمی گویی

منتقدها کنند تصدیقت

شعرِ چرتی بخوانی و بعدش

کلِّ سالن کنند تشویقت

می شود پیش عده ای با ژست

مثلن شاعرِ بزرگی شد

می شود توی اغلب جلسات

بره ها را که دید؛ گرگی شد

می توانی که ضعفِ شعرت را

ببری پشتِ دودِ سیگارت

از « هدایت » نخوانده ای اما

پوسترش را زنی به دیوارت

می شود با دو جمله از « نیچه »

بشوی باسوادِ هر کافه

می شود « عشق » را گره بزنی

با بیانت به دمبِ زرافه

می شود در حبابی از دانش

به تمسخر گرفت بابا را

گرچه قطعن خودت نمی دانی

جدولِ ضرب با الفبا را

می شود حینِ مصرفِ شیشه

دشمنِ اعتیاد هم باشی

می شود درس خواند و دکتر شد

منتها بی سواد هم باشی...

امیرحسین خوش حال

 


پنجشنبه 8 تیر 1396

شعر طنز

   نوشته شده توسط: امیر حسین خوش حال    نوع مطلب :اشعار طنز ،

شعر طنز:

شعرِ ما را گاه؛ سانسور می کنند

گر نیایی راه؛ سانسور می کنند

گاه گیرند از خودت هم مشورت

گاه هم دلخواه سانسور می کنند

نیست سانسور یک فرآیند جدید

از زمانِ شاه سانسور می کنند

گاه کلِّ شعر را رد می کنند

گاه هم کوتاه سانسور می کنند

گاه سانسور می کنند از روی شوق

گاه با اکراه سانسور می کنند

ناخودآگاه است گاهی کارشان

گاه هم آگاه سانسور می کنند

« کوه » گفتی داخل شعرت ولی

گر نگردد « کاه » سانسور می کنند

فی المثل این شعرِ خیلی خوب را

بارِ دیگر، آه!، سانسور می کنند

امیرحسین خوش حال

@tanzekhoshhal

 


چهارشنبه 24 خرداد 1396

شعر طنز

   نوشته شده توسط: امیر حسین خوش حال    نوع مطلب :اشعار طنز ،

شعر طنز:

کرده دریا جزر و مد، باور نکن

خوب گردد حالِ بد، باور نکن

گفت در بالای منبر واعظی:

« قل هو الله احد »، باور نکن!

گفت: « پیوسته خدا از آسمان

می کند ما را رصد »، باور نکن

گفت: « اگر از تو خطایی سر زند

می خوری از او لگد »، باور نکن

گفت: « هر کاری که در دنیا کنی

می نویسد با عدد »، باور نکن

گفت: « هر انسانِ بَد میمون شود

وقتی از دنیا روَد »، باور نکن

گفت: « ایزد عادل است و بی گمان

دارد آن دنیا نود »، باور نکن

گفت: « فردا نامسلمان را خدا

زود خشتک می درد »، باور نکن

بینی آن کس را که این جا شد قبول

در قیامت گشته رد، باور بکن! !

امیرحسین خوش حال

@tanzekhoshhal


 


پنجشنبه 11 خرداد 1396

شعر طنز

   نوشته شده توسط: امیر حسین خوش حال    نوع مطلب :اشعار طنز ،

شعر طنز:

باز فصلِ امتحان شد، دپرسم!

نوبهارِ من خزان شد، دپرسم!

زیست، شیمی با تقلب رد شدند!

نوبتِ درسِ زبان شد، دپرسم

یک مراقب گفت بنشینم جلو

پشتِ من بر دیگران شد دپرسم

هر چه می خوانم ز یادم می رود

ذهنِ بنده ناتوان شد دپرسم

بود قبلاً یارِ ما بچّه زرنگ!

قیمتش حالا گران شد، دپرسم

دوست دارم نمره ی دَه را ولی

نمره ی من نصفِ آن شد، دپرسم

تا که آمد نمره ی من روی بُرد

جوِّ سالن فانِ فان شد، دپرسم

مادرِ من نمره هایم را که دید

سکته کرد و نیمه جان شد، دپرسم

برق هم از کله ی بابا پرید

کلِّ جسمش استخوان شد، دپرسم

کرد داداشِ بزرگم خودکشی!

خواهرم « میتی کومان » شد، دپرسم! !

داد استعفا شبی استادمان

رفت از دستم نهان شد، دپرسم

الغرض امسال هم چون سالِ قبل

ضعف های من عیان شد! دپرسم

امیرحسین خوش حال

@tanzekhoshhal



جمعه 29 اردیبهشت 1396

شعر طنز

   نوشته شده توسط: امیر حسین خوش حال    نوع مطلب :اشعار طنز ،

شعر طنز:

کلکلِ بی جا کنی بد می شود

با زنت دعوا کنی بد می شود!

گر که بابا می دهد خرجِ تو را

اخم با بابا کنی بد می شود

بینِ صحبت کردنِ مادرزنت

اندکی لالا کنی بد می شود!

باز سوتی دادی و فهمیده اند

بیش از این حاشا کنی بد می شود!

گرچه مجنونی ولی باور بکن

پیله ی لیلا کنی بد می شود

نقشه ات این است زن گیری جدید

گر خطا اجرا کنی بد می شود!

گرچه بی پولی ولی از باجناق

پول استدعا کنی بد می شود!

داخلِ شهری که « زشتی » رونق است

زشت را زیبا کنی بد می شود

امیرحسین خوش حال

@tanzekhoshhal

 


جمعه 15 اردیبهشت 1396

شعر طنز

   نوشته شده توسط: امیر حسین خوش حال    نوع مطلب :اشعار طنز ،

شعر طنز:

یافت میشه ما جستیم! !:

گر بگردی دور و بر را پول پیدا می شود

گرگ باشی بی گمان شنگول پیدا می شود!

پشتِ هر شمشاد یا لای درختِ کاجِ پارک

گر کمی دقت نمایی لول پیدا می شود!

در اداره هی برو بالا و پایین پله را

عاقبت در گوشه ای مسؤول پیدا می شود!

توی داروخانه کپسولت نباشد؛ منتها

توی « ناصرخسرو » آن کپسول پیدا می شود

گر که باشی بهترین حتمن برایت کار هست

قاتلِ خوبی شوی مقتول پیدا می شود!

محوِ ثروتمند در یک باغ یا ویلا نباش

گاه ثروتمند در سلول پیدا می شود!

مالِ مردم را بخور راحت ز چیزی هم نترس

تا زمان محکمه بامبول پیدا می شود!

جنس شاعرها عوض گشته است اکنون و ببین

بینِ جمعِ شاعران سوسول پیدا می شود!

پر انرژی کار دارد می کند یک کارگر

در بساطِ او مگر ردبول پیدا می شود؟

امیرحسین خوش حال

        @tanzekhoshhal

 


تعداد کل صفحات: 53 1 2 3 4 5 6 7 ...