تبلیغات
امیرحسین خوش حال - دل نوشته
جمعه 26 تیر 1394

دل نوشته

   نوشته شده توسط: امیر حسین خوش حال    نوع مطلب :دل نوشته ،

هو الجمیل

سلام دوستان من.

من سعی می کنم آدم صبوری باشم و از خیلی حرف هایی که می شنوم ناراحت نشوم. شاید از برخی فحش هایی هم که بشنوم ناراحت نشوم ولی دو چیز خیلی مرا آزار می دهد. یکی این که « بی شعور » خطاب شوم و دیگر این که « احمق » فرض شوم. اگر کسی به من بگوید « دزد » ناراحت نمی شوم چون قابل اثبات است، ولی احمق نبودن را چگونه می شود اثبات کرد؟

این روزها هر چیز برای من فقط یک پیام دارد و آن هم این است که انگار احمق مرا فرض کرده اند. مجریان صدا و سیما انگار مخاطبشان احمق ها هستند، سریال ها انگار برای احمق ها سریال می سازند، تبلیغات انگار برای احمق ها تبلیغ می کنند، انگار همه ی مردم احمق هستند. چقدر بد است که ما را احمق فرض می کنند. روزنامه ها انگار برای احمق ها می نویسند. شاید حرفم را نتوانم خوب بیان کنم ولی مطمئنم که من برای احمق ها نمی نویسم!.

سینما پر شده از فیلم هایی که انگار مخاطبانش را احمق فرض کرده است. همه انگار سرمان را کرده ایم زیر برف. دلمان خوش است که برای بانوان ورزشکار، لباس ورزشی ی مناسب با پوشش اسلامی درست کرده ایم!، بعد کافی ست عکس های تمرینات بانوان را در رشته های مختلف ببینید!. این یعنی مردم را احمق فرض کردند!. آخ فدای « ایرج میرزا » شوم که چه خوب این چیزها را بیان کرده است. فقط می خواهیم هرطوری که هست مقنعه سر بانوانمان باشد و مابقی اش مهم نیست!!. تصاویر فوتبال بانوان خودمان را نشان نمی دهیم، بعد همین بانوان در کشورهای دیگر جلوی آقایان بازی می کنند، خب چرا برای ما نشان نمی دهند؟ چون ما را احمق فرض می کنند!. ما ببینیم بد است و دیگران ببینند ایرادی ندارد!!. من به هیچ وجه مخالف حضور بانوان در ورزش و غیره نیستم، لطفن سوء تفاهم نشود. اتفاقن من معتقدم که خنده دار است در این عصر درباره ی حضور بانوان در ورزشگاه و حجاب و این ها حرف زد. حرف من فقط یک چیز است، آن هم این که یا شریک دزد باشیم یا رفیق قافله، همین. هرچه هستیم مرد باشیم، سر مردم را شیره نمالیم. اگر علی نیستیم خواهشن معاویه هم نباشیم. اقا اگر دین نداریم آزاده که باشیم. ریا نکنیم، تو را به خدا ریا نکنیم.

طرف در محل کارش با پوشش مقنعه، چادر و غیره است و خارج از محل کارش پوشش وی نقطه ی مقابل پوشش سرکارش است، از نظر من این یعنی احمق فرض کردن ارباب رجوع ( متوجه این هستم که همه جای دنیا لباس فرم هست ).

طرف آن چنان ژست شاعری می گیرد که می گویی « بهبه چه انسان شریفی » ولی بعد در فضای خصوصی تر، حالت از او به هم می خورد. این از نظر من یعنی احمق فرض کردن مخاطب.

از سوپر، رستوران، میوه فروشی یا هرجایی دیگر که خرید می کنم قشنگ متوجه می شوم که طرف مرا احمق فرض می کند، تاکسی ها را که دیگر نگو. طرف یقه شیخی می پوشد و یک تسبیح می چرخاند و قشنننننننگ مردم را احمق فرض می کند و بعد یک کثافت کاری هایی می کند که نگو.

ایران سرزمین تضادهاست. سرزمین آدم هایی ست که در محل کارشان به خاطر ریا و منافع، یک نوع هستند و بعد در فضاهای مجازی و خیابان یک نوع. ایران سرزمین آدم هایی ست که همه کار می کنند ولی پنهانی!. ایرانِ امروز پر شده از ریا. نمی دانی با چه کسی طرف هستی. تکلیفت با هیچ کس روشن نیست. هنوز خیلی بی فرهنگیم. حالم از ریا و تضاد به هم می خورد. وسط برنامه ی طنز، جانباز می آورند تا کمی حرف بزند، که بعد مسؤولانش بگویند« ما به جانبازها و خانواده ی شهدا هم پرداخته ایم!». این یعنی احمق فرض کردن همه چیز. بی خیال کشکمان را بسابیم...

امیرحسین خوش حال « کولی »