أشهد أن بی کسی؛ الله اکبر بی کسی / لافتی الا دلم لاسیف الا چشم تو
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

اشعار عاشقانه

چهارپاره ای عاشقانه:

شده ام بی تو مثل ماری که

نیش هایش دگر ندارد زهر

بی تو مرداب انزلی شده اند

کوچه پسکوچه های قائمشهر

مرگ بر من که مانده ام تنها

زیرِ بارانِ شکـلِ خاکستـر

رفتی و دشمنم شده حالا

ساحلِ خاطــراتِ بابلسر

بی تو باید کلاس درسم را

سوی یک اتفاق نو ببرم

واج و تکواژ و واژه و غیره

همگی را به سمت « تو » ببرم

شمعی و من شبیه پروانه

کیف دارد که پرپرم بکنی

سدّ راهت نمی شوم اما

کاش یک لحظه باورم بکنی

با خودم فکر می کنم گاهی

بودنم بی تو کار خوبی نیست

با خیال تو زندگی کردم

با خیالی که یار خوبی نیست

مُرده ام تازگی نمی دانی

خانه ی بی تو مثل یک قبر است

صبر شاید ثمر دهد اما

بدترین کار زندگی صبر است

توی این خانه شاعری مرده

قهوه و میز و صندلی هستند

کوچه پسکوچه های قائمشهر

بی تو مرداب انزلی هستند

امیرحسین خوش حال

@tanzekhoshhal

 



نوشته شده توسط :امیر حسین خوش حال
دوشنبه 24 خرداد 1395-01:15 ب.ظ
نظرات() 

dabir hossein pour
سه شنبه 8 تیر 1395 11:43 ب.ظ
سلام جناب استاد خوشحال عزیز . جدا چه ساده و روان اما دلنشین زبانی میکنی زبان انسانهای بی زبان رو. دورود
رضا
جمعه 28 خرداد 1395 11:32 ق.ظ
امیر جان دوست داشتم با شما گفتگویی داشته باشم. البته اگر مزاحمتون نباشم.
به ای دی یاهو شما پیام دادم چند وقت پیش اما جوابی نیومد...
رضا
پنجشنبه 27 خرداد 1395 04:29 ب.ظ
اره منم این روزها به مرگ فکر میکنم. وقتی تحریم ها زیاد میشن، وقتی تمام درها بسته میشن
وقتی روزها تکراری میشه
دل ادم میگیره
دوست داری تمومش کنی...

چه میشه کرد؟
یا باید تحمل کنی
یا باید خودت رو به فراموشی بزنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.