أشهد أن بی کسی؛ الله اکبر بی کسی / لافتی الا دلم لاسیف الا چشم تو
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

شعر طنز

شعر طنز:

اژدها وارد می شود! !

با زنم گاهی سرِ سیگار، دعوا می کنم

یا برای کاغذِ آچار، دعوا می کنم!

من به جز منزل که دعوا می کنم با همسرم

در محلّ کار با همکار، دعوا می کنم

خویشتن داری کنم در جمعِ " استقلالیان"

منتها کلکل کنند اینبار، دعوا می کنم!

می زنم با ضربه ای "جمشید هاشم پور" را

می روم بعدش وَ با " گلزار" دعوا می کنم!

بس که می گوید دروغ! و حرف های مسخره!

عاقبت با مجری اخبار، دعوا می کنم

من اگر دکتر شوم غیر از پرستاران بخش!

روز و شب با مردمِ بیمار، دعوا می کنم

گر کسی نقدی کند از شعرهایم با شتاب

می روم با ناقدِ اشعار، دعوا می کنم

گرچه توی کَن نشد "نخل طلا" سهمم! ولی

با "حسینی" بر سرِ اسکار، دعوا می کنم!

مولوی را دوست دارم گرچه با حافظ بدم!

گاه با فردوسی و عطار، دعوا می کنم

عقده ای هستم، خودم هم خوب می دانم لذا

گر توانم با همین افکار، دعوا می کنم

حقّ تألیفم اگر باشد همان نرخ قدیم

می روم با "صابری" ناچار دعوا می کنم *


امیرحسین خوش حال

* منظور سید مصطفی صابری ست از دوستان ما و روسای ما در روزنامه ی خراسان


 



نوشته شده توسط :امیر حسین خوش حال
سه شنبه 26 مرداد 1395-01:38 ب.ظ
نظرات()