تبلیغات
امیرحسین خوش حال - شعر طنز
أشهد أن بی کسی؛ الله اکبر بی کسی / لافتی الا دلم لاسیف الا چشم تو
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

شعر طنز

شعر طنز:

از ترافیکِ خیابان خسته ام / از هوای شهر تهران خسته ام

از هجومِ خودروها در کوچه ها / از تصادف در اتوبان خسته ام

دردِ زانو، درد گوش و درد مچ / همچنین از درد دندان خسته ام

دُور زد ما را چه راحت هر رفیق / از حضورم توی میدان! خسته ام!

دیگر از ابرازِ لطف گرگ ها / در لباس و ژستِ انسان خسته ام

از « بزِِ دانا » نرنجیدم ولی / از پزِ دانای نادان! خسته ام

گفت مجنون بینِ جمع دوستان: / دیگر از کوه و بیابان خسته ام

کَشتی اش را نوح پنهانی فروخت / گفت: از باران و طوفان خسته ام

داده ام کنکور من ده سالِ پیش / از فشارِ آن کماکان! خسته ام

گرچه من از حامیان « کی‌روشم » / دیگر از رفتارِ ایشان خسته ام

املتِ با رُب بیاور قهوه‌چی / بعدِ آن هم چای و قلیان...، خسته ام

امیرحسین خوش حال

@tanzekhoshhal

 



نوشته شده توسط :امیر حسین خوش حال
پنجشنبه 11 آذر 1395-11:48 ق.ظ
نظرات()