تبلیغات
امیرحسین خوش حال - شعر عاشقانه
دوشنبه 7 خرداد 1397

شعر عاشقانه

   نوشته شده توسط: امیر حسین خوش حال    نوع مطلب :اشعار جد ،

ـ تقدیم شما این عاشقانه:

یکنفر در بغلِ رودِ تَجَن

مضطرب بود و چنین گفت به من:

« دورِ خود این همه دیوار نکش

پشتِ هم این همه سیگار نکش

هی نمک مرهمِ این زخم نکن

گرچه بی حوصله ای؛ اخم نکن

بیش از این خسته و بی تاب نباش

رستمی، قاتل سهراب نباش

ترس دارم لبِ دریا بروی

نکند تیترِ خبرها بشوی

نزند فکرِ سیاهی به سرت

نرود بینِ خبرها خبرت

ترس دارم که شبی یا سحری

بروی قرصِ سیانور بخری

در خودت این همه آزار نکش

جانِ من این همه سیگار نکش

خنده هایت که قشنگ است بخند

دلت از هرچه که تنگ است بخند

کاش یک کم به خودت فکر کنی

فارغ از غم به خودت فکر کنی

لب دریا برو فریاد بزن

ناله کن، جامه بدر، داد بزن

دورِ گلدانِ دلت خار نکش

مرگِ من این همه سیگار نکش »

گفتمش: « پنجره ی بسته شدم

خنجری کهنه و بی دسته شدم

من که شب ها ز غمش بیدارم

همدم فندک و این سیگارم

خانه را سرد نباید می کرد

قلب من درد نباید می کرد

من دلم تنگ نباید می شد

قلبش از سنگ نباید می شد

اول راه نباید می رفت

از شبم ماه نباید می رفت

خسته ام، آه نمی فهمی تو

دردِ جانکاه نمی فهمی تو

همه ی اسلحه ها بیخِ سرم

می روم از سرِ آن پل بپرم »

یکنفر غمزده بالای پل است

روحِ او تشنه ی یک لحظه هل است

مردی افتاده کنون روی زمین

همه ی شهر گرفتارِ همین

جسدش لای خیابان شلوغ

بین سمفونی آلوده ی بوق

روحِ او خنده به لب بر سرِ پل

دختری گریه کنان آنورِ پل.....

خواب می دیدم و بیدار شدم

باز وابسته ی سیگار شدم

ریه هایم که ز کار افتادند

وارد حالتِ هشدار شدم

می شوم خیره به دیوار اتاق

به خدا خسته از این کار شدم

دوست دارم که بگیرم همه را

بس که دیوانه شدم، هار شدم

تو کنون آینه ی قصری و من

شیشه ای در دل آوار شدم

حیف در جنگل من شیری نیست

تازگی دم خور کفتار شدم

همه ی شهر کنون میخ توأند

من ولی یک تنه دیوار شدم

هی به دنبال خودم چرخ زدم

آنقدر چرخ که پرگار شدم...

حالِ من گند و خراب است رفیق

کلّ این رود سراب است رفیق

عاقبت بال و پرم می شکند

« خواب در چشم ترم می شکند »

من خزان هستم و تو باغ گلی

« نازک آرای تن ساق گلی »

شاخی افتاده به روی چمنم

ای دریغا به برت می شکنم

تو گلی، دور خودت خار نکش

هی نگو این همه سیگار نکش

بی تو دیوار دلم خورده ترک

شاعری یخ زده حالا... به درک

امیرحسین خوش حال

کانال اشعارم:  https://t.me/Ahkhoshhal