تبلیغات
امیرحسین خوش حال - شعر عاشقانه
أشهد أن بی کسی؛ الله اکبر بی کسی / لافتی الا دلم لاسیف الا چشم تو
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

شعر عاشقانه

ـ سلام به شما دوستان خوبم. بابت حضورتان ممنونم. امیدوارم همیشه شاد باشید و سالم. این چهارپاره ام تقدیم به شما:

 

به عقابی که تویی دل بستم

ز کلاغی که منم دل کندی

من ز دنیای خودم بیزارم

تو به دنیای خودت پابندی

 

کلِ این شهر پریشانِ توأند

من ولی همنفسِ دیوارم

تو به احساسِ خودت می نازی

من ز احساسِ خودم بیزارم

 

دوست داری بروی بالاتر

من ولی دلخوشِ این پایینم

تو به تنها شدنت می بالی

من ز تنها شدنم غمگینم

 

همه ی پنجره ها دنبالت

تیرها از زدنت می ترسند

شیشه ها از رخِ من بیزار و

سنگ ها بر بدنم می رقصند

 

سوژه ی خنده شدم می فهمی؟

بحثِ جذابِ کبوترهایم

رفت پرهای تو در لای کتاب

رفته در بینِ لجن پرهایم

 

می نشینم سرِ هر تیرِ چراغ

تا که صیاد مرا تیر کند

کاش در مرکزِ این شهرِ شلوغ

چرخِ یک خودرو مرا زیر کند

 

امیرحسین خوش حال

کانال اشعارم:  https://t.me/Ahkhoshhal



نوشته شده توسط :امیر حسین خوش حال
جمعه 14 دی 1397-11:51 ق.ظ
نظرات()